سوره ی ستاره

شعر و ترانه

دلواپسم شدی بگمانت که مرده ام؟
یا از نگاه چشم بدت زخم خورده ام

تشویش داری نکند جان بدر برم
از قرص های روان - گردان که خورده ام

با تیغ می زنی شاهرگم و می کُشی مرا
هرچند شبیه -امیر کبیری- نبوده ام

هر روز سنگ می زنی به چینی ِ عمر من
جان سختی ام ببین هنوزم که زنده ام

در این قمار تو جفت شیش هم بیاوری
بازَنده هستی  عاقبت - من برنده ام

رودست خوردم و عمرم به باد رفت
بیچاره من - به شما دل سپرده ام

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/٩ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط مهدی صادقیان ستاره بارون () |


Design By : Night Skin