سوره ی ستاره

شعر و ترانه

همه مون پیاده هستیم توی این صفحه ی شطرنج
مشغول جنگ و نبردیم با غم و با غصه و رنج

بعضی رنگشون سیاهه و  من و تو هم سفیدیم
میون این شصت و چارتا هی دویدیم- نرسیدیم

بعضیا شاه و وزیرن بعضیا رو باه پیرن
بعضیا سوار بر اسب هی ماهارو زیر می گیرن

حتا وقتی که می میرن بعضیا خونه ندارن
بعضیا هم دوتا دوتا ساختمون و قلعه دارن

یه کسایی فیل سوارن عده ای خیلی بی عارن
پشت ما قایم شدندو مرگ مارو می شمارن

البته فرقی نداره اونیکه هیچی نداره
با اونیکه توی بازی هی می بازه بد میاره

می زنه به قلب دشمن گاهی یه سرباز ساده
شاه و ازپا درمیاره دست خالی و پیاده

یکی تو خونه اش اسیره یکی از خوشی می میره
یکی از اون سر دنیا داره پول زور می گیره

از کدوم قبیله هستیم چه کسی رو می پرستیم
توی این صفحه ی شطرنج خوب ببین کجا نشستیم

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/۱ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط مهدی صادقیان ستاره بارون () |


Design By : Night Skin