سوره ی ستاره

شعر و ترانه

امســـال هم سال بـدی شـد مثل هرســال

یا قـــطع بود این زنــدگی یا بوق اشغال

 

حــالی بــــرای حــال کــردن هـم نــدارم

هســتم شــبیه حــسّ سـستی؛ بــعد انــزال

 

سرمی کشم شــب بطــری دیــوانـگی را

می افتم از فردا بـه استــفراغ و اســهال

 

وقــتی سپردم قـدس روحم را به شیطان

صـهیونِ پستش پیـکرم را کرده اشــغال

 

یا مـی نشینم پـای رپ و راک و دیسکو

یا مــی روم آهســته تــوی فــاز تُــشمال

 

گــاهی فقــط مــعتاد لــپ تاپــم اســاسـی

چت میکنم با سوسن و بــی تــا و مارال

 

هی می ســرایانم غــزل یا مثــنوی یا...

هی واژه ها را می کـنم بـدجــور پامـال

 

پک میزنم بـی حوصــله دایـم به سیـگار

لم می دهم برتختخوابم سست و بی حال

 

روزم شده ســگ دو زدن هــای مــداوم

شب هم فقط بیخوابی وسردردو"دسمال"

 

اقساط بانک وفیش صدها جورعوارض

هــر بــرج هم کــلی بدهکــارم به بقّــال

 

فــردا هم عــزرایــیل می آیــد ســراغــم

ای هرچه فحش خواهر ومادر به اقبال!

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٢٥ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ توسط مهدی صادقیان ستاره بارون () |


Design By : Night Skin