سوره ی ستاره

شعر و ترانه


 

نذار مهرت از توی قلبم بره

نذار رفته رفته فراموش شم

من آتیشم و زیر خاکسترم

نذار با فراموشی خاموش شم

 

با دستای تو جون می گیرم مثِ

یه ساعت شنی که بچرخونی ام

یا مثل عروسک که روی پاهات

با لالایی هر شب بخوابونی ام

 

یه گلدون خشکم لب پنجره

دلم واسه باریدنت لک زده

یه قطره محبت رو خاکم بریز

ببار بیشتر از این عذابم نده

 

بذار ماهُ مهمون چشمات کنم

شبام با نگاه تو روشن بشه

بدزدم تو رو از کنار خودت

تموم تنت قسمت من بشه

 

تو خوبی و خوبی توی خونِته

می خوام خوبیاتو تصاحب کنم

تو رگهام باید خونِ تو جاری شه

از این حال خوبم تعجب کنم

 

بهت قول می دم از توو قلبم نری

تو که بودنت فصل آرامشه

تو هم قول بده بعضی از لحظه هات

دل مهربونت واسم تنگ بشه

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢٠ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ توسط مهدی صادقیان ستاره بارون () |


Design By : Night Skin