سوره ی ستاره

شعر و ترانه

        سوختنم راازنـمای دورتمــاشا میکــنی

        حس پروانه گی ام راهم که حاشا میکنـی

 

قلب من گنجینه ی دیرین اسرارشمـاست

قلب من را میدری اسرار افشا می کـنی

 

حرمتم از اعتبــار وصـــدقه سرشماست

حرمتم را میشکنی بدنام ورسوا میکنی

 

قاب چشمــان توآیینه ی  ایمــــان من است

چشم می بندی ومن را ازسرت وا می کنی

 

گفتــگوی توبه اوج عشـــق می کشـــاندم

توزبان درکام می گیری وپروا می کنی

 

خاطرمن درکنارت رام وآرام می شود

اخم با ما میکنی آشوب و بلوا می کنی

 

با همه بی مهری ات بی رحمی ات یواشکی

خاطرقشنگت وتوی دلم جا می کنی

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/۱۱ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ توسط مهدی صادقیان ستاره بارون () |


Design By : Night Skin