زن هرجایی و پلید....

ساعت چـهار، نیــمه ی مــرداد لــعنــتــی

زن در فضــای نـفرت و نفرین به انتظار

لای سکوت و دلهره اش بغض می جـود

چیــزی نمــانده تــا برســد بر ســـر قـرار

 

قلـبش درون سیـنه چه بی تـاب  می زنــد

انــگار روی شــاهرگــش تیــغ می کشـنـد

مـــردان بدقــواره و لــکـّاتــه هـای پــیــر

دارنــد تـــوی جمجــمه اش جیغ می کشند

 

زن را درون قــلب زمین دفــن می کنــنـد

آنــگاه حـــــکم صـــادره اعــلام می شـود

محـکوم ِحکم ِرابـطه ی نا.....که مـی شنید

"اجرای حکم قطعی و.."، اعـدام می شود

 

چشـــم هـمــه به مــرکز گـــودال لعــنتــی

مــردم از این معـادلـه هــا کــم نـدیـده انــد

یــک عمر با ثواب همین قلوه سنـگ هـا!

در ذهن خود بهـشت خدا را خریــده انــد!

 

حاجی بزن که عـرش الهی نصیب توست

بایــد بمــــیرد این زن هرجــایی و پلــیــد

فــرمــان آیــه هـــای خــدا را قبــول کــن

حاجی ولی صـدای کــسی را نمی شنــید-

 

ناگــاه ریخــت روی سـرش قلوه سنگ ها

یک عده را نگاه پر از بــغض او ربــود!

حتا کسی که رشتـه ی تسبیح دست اوست

هفتـاد بار در بغــلش خــواب رفــته بــود!

 

/ 65 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سجاد عزیزی آرام

سلام اگه منظورتون فراخوان شعر طنزه به ایمیل: kando1389@yahoo.com بفرستید

سید مهدی نژاد هاشمی

سلام بر دوست عزیزم با یک غزل به روزم منتظر قدوم سبز همیشگیتان هستم درگیر ودار ِ فصل ِ پر آشوب و توفانی آه ،ای ، غزل خوان ، از چه رو نمناک می خوانی ...؟ آواز هایت باغ را پوسانده در ریشه .... پس ،کی ،کجا بی درد سر ، آرام می مانی می ترسم از[گل]

یه دوست

سلام با این ذوق سرشار و دلی مهربان و با این قلم بی بدیل می توان زیبا تر نگاه کرد و عاشق شد و انگاشت.منتظر اشعارتان مملو از شور و محبت هستیم.موفق باشی

تنها

سلام به من یه سر بزن چشـــم هـمــه به مــرکز گـــودال لعــنتــی مــردم از این معـادلـه هــا کــم نـدیـده انــد یــک عمر با ثواب همین قلوه سنـگ هـا! در ذهن خود بهـشت خدا را خریــده انــد! این خیلی جالب بود

نیلوفر

سلام.خوشحال میشم اگر سری به وبلاگ دیگر من با نام shokolatdagh.blogfa.com بزنی.همراه با نظرات ارزشمندتان[گل]

نیلوفر

منظورم اینه که بری وبلاگ دیگم با نام شکلات داغ نه این وبلاگ با نام پادشاه اقای ببخشید ها گیج[راک]

حتی کسی که رشته تسبیح دست اوست/ هفتاد بار در بغلش خواب رفته بود... محشر بود.مرسی

مهدی سید حسینی

سلام جناب صادقیان دلت سرشار از عطر بهاری نورو برشما مبارک با3رباعی و1غزل در پارسی زبانان به روزم

شبزنده

واي كه چقدر زيبا بود نمي دونم چي تو ذهنتون گذشته كه اين همه ابهت جاري شده واقعا عالي بود از اون شعراي ماندگار